الشيخ رسول جعفريان

272

حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )

كرد . وقتى امام رفت ، از مسلم دربارهء اين برخوردش پرسش كردند و او گفت : ما كان ذلك لرأى منّى لقد ملئ قلبى منه رعبا . « 1 » يعنى اين برخورد دوم خواستهء من نبود ، اما قلب من از رعب و وحشت پر شد . صرف نظر از اين كه در موضعگيرى ائمه عليه السّلام بايد وضع سياسى و مخالفت نظامى و ايجاد تشكيلات و مبارزه را در نظر بگيريم ، شرايط خاص هر دوره ، وظيفهء هر امام در هر موقعيت ، و شرايطى ، « 2 » اقتضاى عمل خاصى را دارد و هر انسان سياسى عاقل مىداند كه نمىتوان در شرايط مختلف شيوهء عمل واحدى را به كار گرفت . همان‌گونه كه گذشت ، تاريخ گواه است كه امام سجاد عليه السّلام با رفتار خويش موجب حفظ شيعه و بقا و گسترش آن براى فعاليتهاى بعدى گرديد . به هر روى با توجه به سوابق مناسبات علويان با امويان ، امام مورد سوء ظن شديد امويان بود و كوچكترين حركتى از ناحيهء امام ، عواقب وخيمى داشت كه طبعا در نظر امام ارزش دست زدن به اين اقدامات را نداشته است . مهمترين اصل دينى - سياسى كه امام با استفاده از آن روزگار سياسى خود را مىگذراند ، تقيّه بود . سپرى كه شيعيان در تاريخ ، با استفاده از آن ، حيات خويش را تضمين كرده و ائمهء شيعه بارها و بارها توجه بدان را گوشزد شيعه كرده‌اند . البتّه كسانى كه با داشتن آزادى نيازى بدان نداشته‌اند ، با وجود صراحتى كه در قرآن نسبت بدان وجود دارد ، آن را انكار كرده‌اند تا شيعه را تضعيف كنند . اهل سنّت به دليل در اختيار داشتن حكومت ، نيازى به تقيّه نداشته و تنها براى متهم كردن شيعه ، تقيّه را از حوزهء احكام فقهى مسلّم اسلامى خارج كردند . امام سجّاد عليه السّلام در روايتى فرمود : كسى كه امر به معروف و نهى از منكر را ترك گويد ، همچون كسى است كه كتاب خدا را كنار نهاده و بدان پشت كرده است ؛ مگر آنكه در تقيه باشد . از امام پرسيدند : تقيه چيست ؟ فرمود : يخاف جبارا عنيدا يخاف أن يفرط عليه أو أن يطغى . « 3 »

--> ( 1 ) . مروج الذهب ، ج 3 ، صص 70 ، 71 ( 2 ) . علم غيب بر وظيفه‌اى كه از بيان شده منطبق است نه اين كه امر جدايى باشد . ( 3 ) . طبقات الكبرى ، ج 5 ، ص 214 ؛ حلية الاولياء ، ج 3 ، ص 140